مردها، مردهاي سردرگم
آه از اين دردهاي سردرگم
.
باد ميگشت در محله ما
مثل شبگردهاي سردرگم
برميانگيخت در حوالي باغ
رقصي از گردهاي سردرگم
رقصي از سرخهاي بيآشوب
رقصي از زردهاي سردرگم
.
.
.
گريهها؛ دردهاي تكراري
خندهها؛ دردهاي سردرگم
La Dernière Minute
10 چند ماه قبل


0 نظرات:
ارسال يک نظر