چهارشنبه ۱۶ مهٔ ۲۰۰۷

پيراهني دارم به رنگ مهرباني

اي كاش در رگ‌هاي من جاني بيايد
لب‌تشنه‌ام
اي كاش
باراني بيايد
ويران شدن آغاز فصل نو شدن بودن
اي كاش باران نه
كه توفاني بيايد
پيراهني دارم به رنگ مهرباني
اي كاش تا هستم غزلخواني بيايد
زل مي‌زنم بر در
من و چشمي گرسنه
اي كاش بر اين سفره مهماني بيايد
*
*
روح بزرگم وقف آن شب‌هاي روشن
اي كاش
صبح نقره افشاني بيايد